خلاصه مباحث شرح بدایه  از استاد علی فرحانی - ش 4

نکته مهمّ:

برای تکمیل مباحث علم حصولی، اولا باید ملاک خطا پذیری ادراکات تبیین شود.

ادعای محققین:

ملاک، انفعال یا فعالیت پذیری نفس است یعنی اگر در ادراکی، نسبت به خارج، صرفا منفعل باشیم و نقشی در ایجاد نداشته باشیم خطاپذیر نیست چون خطا ریشه در فعالیت دارد و در مانحن فیه، فعالیت نداریم پس:

آندسته از تصورات و تصدیقاتی که انفعال ای اند، مصون از خطایند لذا علم حسی و خیالی چون فقط در اثر برقراری ارتباط حسّی با خارج ایجاد شده است و تصرف نداریم، خطا پذیر نیست.

اشکال ملا امین در گام دوّم:

یک اشکال مهمّ ایشان به مسأله ملاک خطاپذیریی و خطاناپذیری مدرکات انسان است و به ادعای منطق در عصمت بخشی به تفکر حمله میکنند به این شکل که ابتدا علم حسّی را کنار میگذارند و سپس علوم نظری را به دو دسته تقسیم میکنند:

قریب به حسّ

بعید از آن

در نگاه ایشان، تنها ملاک صحت گزاره های یک علم «حسّ» است ضمن اینکه در اصل واقع نمایی علم حصولی تردید ندارند ولی ملاک خطاپذیری مفاهیم را تصرف نفس انسان نسبت به مبدء حسّی میداند یعنی هر چه مدرکات از حس فاصله بگیرند و جا برای تصرف نفس، باز شود احتمال خطا بیشتر است لذا علم منطق هیچ ملاکی برای جلوگیری از خطا در ادراکات بعید از حسّ ندارد لذا حکیم در تفکر خویس نباید از موادی که بعید از حسّ هستند و تحت تصرف نفس، بهره ببرد در صورتی که غالب قیاس های فلسفه اینگونه است.


یک حدیث جذّاب

در دنیایی زندگی می کنیم که بخاطر بمباران ذهن های ما توسط تکنولوژی های نو به نو در فضاهای مختلف و بر اثر سلطنت رسانه و پر و خالی شدن مداوم ذهن ها، همه ما کم و بیش توهم دانش و علم و آگاهی داریم.

شاید بارزترین نشانه این امر آن است که هیچ کس احساس نیاز به مربّی ای که او را تربیت کند و به اصلاح فکر و عملش بپردازد نمی کند، لذا یا پای درس انسان آگاه و حکیم حاضر نمی شود و یا اینکه وقتی به هر ضرب و زوری دست او بند مجلس درسی شد یکسره حرف میزند و ابراز وجود می کند و کلمات بی محتوا از لب او نمی افتد تا نشان دهد که آنچه تو خواهان گفتن آنی من قبل از تو و بهترش را میدانم.

در این فضای آشفته، یکی از احادیث جذابی که می تواند راهنمایی برای چگونه بودن و عمل کردن برای ما باشد، این روایت فوق العاده است. چرا فوق العاده؟ بخاطر اینکه به چگونه آموختن ما جهت میدهد و راهنماییمان می کند تا با هر روشی به پیش نرویم تا آورده های خوبی در این مسیر داشته باشیم:

« جاء رجل الی النبی ص ( مردی به سراغ پیامبر ص رفت ) فقال یا رسول الله ماالعلم؟ ( و گفت: این رسول خدا، علم چگونه حاصل می شود؟ یا بگو: روش صحیح فراگیری علم چیست؟ ) فقال: الانصات ( پیامبر فرمود: در مرحله اول با سکوت! ) قال: ثم مه یا رسول الله؟ ( پس از این مرحله، باید چکار کنیم تا به علم برسیم؟) قال: الاستماع ( یعنی مرحله پس از سکوت به خوبی گوش دادن است و البته روشن است که خیلی از مشکلات ما با خوب گوش دادن حلّ می شود و امروز خوب گوش دادن کیمیایی است که تفاوت بین انسان ها را مشخص می کند.) قال: ثم مه؟ ( مرد پرسید مرحله بعدی در فرایند یادگیری چیست؟ ) قال: الحفظ ( یعنی درک همه جانبه حکمت و علم و استحکام آن در وجودتان) قال: ثمّ مه یا رسول الله؟ ( مرد پرسید: پس از حفظ نوبت چیست؟) قال العمل به. ( پیامبر پاسخ دادند: باید آن درک همه جانبه را با عمل به محتوای علم، قوام ببخشی تا در وجود تو اثرگذار باشد) قال: ثمّ مه؟ ( مرد در نهایت پرسید: مرحله آخر چیست؟ ) قال: نشره ( و پیامبر پاسخ دادند: اینکه علم را برای توسعه تأثیرگذاری آن در افراد مختلف، به دیگران هم برسانی. »

بنابرین علم آموزی دارای 5 مرحله کلّی است:

1: سکوت

2: خوب گوش دادن

3: حفظ

4: عمل

5: یاد دادن


چرا فصوص الحکم مهمّ است؟

یکی از کتابهای ارزشمند در نسبت با علم عرفان نظری، کتاب فصوص الحکم است که از جمله آثار موجز محی الدین عربی در این حیطه است که از گذشته در سنت فکری و معرفتی ما، پلّه ی اوّل برای آشنایی با این صناعت بوده است و هر که طالب ورود در فضای عرفان نظری است و دوست دارد که با آن آشناییت داشته باشد لاجرم گذرش به آن خواهد افتاد.

امّا چرا فصوص الحکم مهمّ است؟

بخاطر اینکه فصوص الحکم استخوان بندی اولیه مفاهیم مربوط به عرفان نظری را برای ما تحکیم می کند و ما در این کتاب با سازه کلّی این دانش آشنا می شویم و آنچه بعدها در مسیر خوانش این علم، فرا می گیریم عملا بسط این اجمالی است که در این کتاب مشاهده می شود.

در این کتاب:

اولا با ذوق عرفانی و افق و خیزهای خاصِّ آن آشنا می شویم و دنیای عرفانی محیی الدین ( این انسان تأثیر گذار ) را از نزدیک می بینیم. یعنی یکبار در کوچه باغ های عرفان آهسته و پیوسته راه می رویم و افق هایی را می بینیم که زندگی خشک عقلانی صرف ما از آن فرسنگ ها دورند.

ثانیا با کدهایی که محیی الدین میدهد با زوایای تحلیل عرفانی نیز انس می گیریم و می فهمیم که باید خود را محدود در یک دنیای ادراکی خاص نکنیم.

ثالثا زبان شناسی این دانش را با درک معنای کلماتی مثل « اعیان ثابته » و دیگر واژگان کلیدی در صناعت عرفان، مستحکم می کنیم.

پس قرار نیست که فصوص الحکم را به عنوان مقصد، ببینیم و خانه خویش را در آن بنا سازیم بلکه قرار است که آن را معبری برای عبور ببینیم و در این کتاب باید یکبار به تمامه، عرفان نظری را از پیش چشم بگذرانیم، همین و لا غیر.


همرزمان حسین ع، کتابی از جنس دیگر

همرزمان حسین ع تحلیلی نوین در نسبت با تاریخ اهل بیت ع است که ویژگی های متعددی را می توان برای آن شماره کرد:

1: این کتاب ساختار شکن است و تکرار حرف های پیش گفته که عمدتا در فضای کلامی تکرار شده است نیست.

2: این کتاب در طرح مسأله روی سوال های کاربردی تکیه کرده و به مقتضای تاریخ ما، به مسأله از زاویه ای دیگر نگاه کرده است.

3: این کتاب، تاریخ اهل بیت ع را بی نسبت با ما و در فضای انتزاع طرح نکرده بلکه بخاطر تکیه روی بعد اجتماعی اسلام، پس از خوانش آن، بمبی از انگیزه برای اصلاح و جهاد اجتماعی خواهید شد.

4: این کتاب حاصل یک دغدغه جدّی است و محصول توجّه به موضوعات حقیقی تاثیرگذار است و نه تحقیقی از سر بیکاری و تفنن.

5: این کتاب رنگ تحقیقی و انتقادی غلیظی دارد و برخی از باورهای مربوط به سیره اهل بیت ع را زیر سوال می برد ..........