نکته مهمّ:
برای تکمیل مباحث علم حصولی، اولا باید ملاک خطا پذیری ادراکات تبیین شود.
ادعای محققین:
ملاک، انفعال یا فعالیت پذیری نفس است یعنی اگر در ادراکی، نسبت به خارج، صرفا منفعل باشیم و نقشی در ایجاد نداشته باشیم خطاپذیر نیست چون خطا ریشه در فعالیت دارد و در مانحن فیه، فعالیت نداریم پس:
آندسته از تصورات و تصدیقاتی که انفعال ای اند، مصون از خطایند لذا علم حسی و خیالی چون فقط در اثر برقراری ارتباط حسّی با خارج ایجاد شده است و تصرف نداریم، خطا پذیر نیست.
اشکال ملا امین در گام دوّم:
یک اشکال مهمّ ایشان به مسأله ملاک خطاپذیریی و خطاناپذیری مدرکات انسان است و به ادعای منطق در عصمت بخشی به تفکر حمله میکنند به این شکل که ابتدا علم حسّی را کنار میگذارند و سپس علوم نظری را به دو دسته تقسیم میکنند:
قریب به حسّ
بعید از آن
در نگاه ایشان، تنها ملاک صحت گزاره های یک علم «حسّ» است ضمن اینکه در اصل واقع نمایی علم حصولی تردید ندارند ولی ملاک خطاپذیری مفاهیم را تصرف نفس انسان نسبت به مبدء حسّی میداند یعنی هر چه مدرکات از حس فاصله بگیرند و جا برای تصرف نفس، باز شود احتمال خطا بیشتر است لذا علم منطق هیچ ملاکی برای جلوگیری از خطا در ادراکات بعید از حسّ ندارد لذا حکیم در تفکر خویس نباید از موادی که بعید از حسّ هستند و تحت تصرف نفس، بهره ببرد در صورتی که غالب قیاس های فلسفه اینگونه است.
